تبلیغات

برده داری در آمریکا، تجارت پرسود در دنیای سیاه‌ها

هفته نامه همشهری جوان - بهروز ساسانی: برده داری یکی از پررونق ترین، در عین حال بی هزینه ترین و پرفایده ترین صنایع در قرن های 17 تا 19 میلادی بود. برده های سیاه پوست را از سواحل جنوبی آفریقا سوار کشتی های باری می کردند. تقریبا همه شان را در قسمت بار روی هم تلنبار می کردند و تا زمان رسیدن به مقصد با کمترین هزینه و امکانات از آن ها نگهداری می کردند. نتیجه اما شگفت آور بود. هر برده بنا به توانایی هایی که داشت، با قیمتی سرسام آور به فروش می رسید.

 برده داری در آمریکا، تجارت پرسود در دنیای سیاه ها 

گفته می شود در طول تمام این سال های سیاه برده داری، تا قبل از این که قانون جدیدی وضع شده و بهره کشی از آدم ها لغو کند، نزدیک به چهار میلیون برده در کل قاره آمریکا به بیگاری گرفته شده بودند. برده داری از نظر قانونی رد سال 1808 میلادی ممنوع اعلام شد اما در ایالت های جنوبی که به خاطر کار در مزارع پنبه به برده ها متکی بودند، همچنان از برده ها استفاده می کردند. این تجارت در نهایت تا سال ها بعد، یعنی تا 1865 میلادی که متممی به قانون اساسی آمریکا اضافه شده و برده داری رسما ملغی شد، ادامه داشت. در تمام این مدت چه بر سر مردم بیچاره ای می آمد که برای صاحبانشان مثل حیوان کار می کردند؟

 
وسیله انتقال برده ها

کشتی های برده کش


بین سال 1500 تا 1866 میلادی که پایان قانون برده داری در آمریکاست، 12.5 میلیون آفریقایی به عنوان برده با 30 هزار کشتی به آمریکا برده شدند. اسم کشتی هایی که «برده» بار می زدند، «گینی من» بود. این نام را از خلیج گینه در غرب آفریقا گرفته بودند، یکی از پررفت و آمدترین اسکله هایی که بارشان «کاکاسیاه» بود.


اولین کشتی های حمل برده، قایق های بزرگی بودند که برای حمل بار طرحی شده بودند. تا میانه دهه 18 میلادی برای ساخت هر فروند از این کشتی ها 500 تا 1000 دلار هزینه می شد؛ چیزی حدود 100 تا 300 هزار دلار امروز. البته این هزینه های هنگفت خیلی راحت در اولین سفر پوشش داده می شد. یک ماشین حساب دستتان بگیرید و ادامه این متن را بخوانید. هر کاپیتان برده فروش بابت هر برده ای که زنده به مقصد می رساند، پنج تا شش دلار دریافت می کرد. یعنی اگر خوش شانس بود می توانست در همان اولین بار کل خرج ساخت کشتی را دربیاورد.


«بروک» یکی از معروف ترین انواع کشتی حمل برده بود که 298 تن وزن داشت و معمولا حدود 450 برده را حمل می کرد. البته این تعداد برده هایی بود که در مواقع عادی حمل می شدند اما از آن جا که جانشان ارزشی نداشت، رکورد حمل برده ها در «بروک» تا 600 نفر هم رسیده بود.

 برده داری در آمریکا، تجارت پرسود در دنیای سیاه ها
شرایط نگهداری برده ها


یک انبار پر از کاکا سیاه


همه برده ها در انباری کشتی نگهداری می شدند. فقط تعداد کمی از کسانی که به عنوان کمک ملوان روی عرشه مشغول به کار بودند، روی عرشه و در اتاقک هایی بدون پنجره از جنس بامبو نگهداری می شدند. هر کس هم که بیمار می شد یا به حال مرگ می افتاد، به دریا انداخته می شد، به همین راحتی.


برده های بیچاره در انبارهایی نگهداری می شدند که قبلا برای نگهداری بشکه های نوشیدنی استفاده می شد. جایشان کم بود و تعداد زیادی از آن ها باید تا پایان سفر ایستاده می ماندند. خواب یا نفس کشیدن که برای همه شان یک رویای تمام عیار بود.


در مجموع، در هر کدام از انبارهای کشتی بین 50 تا 300 برده نگهداری می شدند. مردها در داخل انباری و اتاقک های کشتی هم دست و پاهایشان زنجیر شده بود. جای مردها در طبقه پایین انبار، یعنی بدترین جای آن بود. زن ها و بچه ها خوش شانس تر بودند. آن ها در بخش بالایی  انبار یا عرشه زندگی می کردند تا هر وقت ملوان های روی عرشه به آشپز یا سرگرمی نیاز داشتند، نیازشان برطرف شود.


هواخوری برای برده ها ممنوع بود، مگر چند دقیقه در طول روز یعنی زمانی که قرار بود چیزی بخورند یا به کار گماشته شوند. در طول دوران برده داری میلیون ها برده به صورت فله ای از آفریقا به آمریکا منتقل شدند اما همه شان نمی توانستند شرایط سخت را تاب بیاورند. در طول این مدت، نزدیک به دو میلیون برده تاب شرایط سخت کشتی را نیاورده و پیش از پایان سفر جان دادند.

 
تغذیه برده ها


سیب زمینی در ازای دلار


برده داری یکی از پرمنفعت ترین شغل ها بود. کشتی هایی که از آفریقا به مقصد آمریکا حرکت می کردند، خوراک های ساده ای به برده هایشان می دادند. خوش شانس هایی که غذا به دست می آوردند، فرنی، سوپ، تکه های سبزی و سیب زمینی شیرین می خوردند، آب هم جیره بندی بود.


بساط برده داری در آمریکا با جنگ های داخلی آرام آرام برچیده شد. باسواد شدن یکی از مهم ترین کلیدهایی بود که باعث شد گروه برده ها آرام آرام با حقوق شان آشنا شوند. یکی از ساده ترین راه های آزادی که تا پیش از آن کسی درباره اش فکر نکرده بود، این بود که اگر برده سیاهپوستی از یک ایالت به جای دیگری برود، عملا دیگر برده نیست و می تواند با رعایت یک سری قوانین ویژه آزاد زندگی کند.


سخنرانی های گروهی و برگزاری میتینگ های مختلف که گاهی تعداد شرکت کنندگانش به چند هزار نفر هم می رسید، آرام آرام باعث شد که عده ای از این برده ها به حق شان آشنا شوند. سفیدپوستان غیرافراطی هم به کمک شان آمدند و مدارسی به وجود آمد که سیاه پوستان را پذیرش می کرد. این مدارس چون عملا تحت نظر کلیسا فعالیت می کردند، قدرتی جلودارشان نبود و حتی سیاستمداران هم نمی توانستند جلوی آن بایستند.

با وجود این آزادی های کوچک و محدود هنوز هم مشکلاتی وجود داشت. از جمله این که سیاه پوستان با وجود باسواد بودن هنوز نمی توانستند کتاب بخوانند. این مشکل هم راه حل خودش را داشت. آن ها به کتاب مقدس روی آوردند که کسی نمی توانست با همراه داشتنش شماتت شان کند. سوادشان که بالا رفت، سیاستمدارانی به کنگره فرستادند و در نهایت، با همراه شدن سرخپوستان، سفید پوستان غیرافراطی، بانوانی که به خاطر نداشتن حق رای دنبال اعتراض بودند و همه کسانی که به نوعی نسبت به نظام آن زمان نقد داشتند، قانون لغو بردگی را به امضای نمایندگان کنگره آمریکا رساندند.

 برده داری در آمریکا، تجارت پرسود در دنیای سیاه ها


پایان داستان سیاه برده ها


جنگ های ضد برده داری


در دوران رییس جمهور لینکلن، آمریکا دچار جنگ داخلی خونینی شد که آوازه آن تا همین امروز هم باقی مانده است. در حوالی سال های 1861 تا 1865 میلادی دو گروه ایالت که خودشان را عضو «ایالات متحده آمریکا» و «ایالات موتلفه آمریکا» می نامیدند، در داخل خاک آمریکا با هم وارد جنگ شدند. گروه «ایالات متحده» مخالف برده داری بود و «موتلفه»ها می گفتند سیاه ها مثل حیوان باید خرید و فروش شوند.


در آغاز داستان، همه چیز مثل یک بازی به نظر می رسید و حتی شکل و شمایل قانونی هم داشت. مجلس ایالت کارولینا اعلام کرد که از کشور جدا شده و به عنوان یک کشور مستقل اعلام موجودیت می کند. بعد از این، 10 ایالت دیگر هم به گروه پیوستند و در نهایت این ایالت ها که در جنوب منطقه آمریکای شمالی قرار داشتند، به «موافقان برده داری» مشهور شدند.


آن ها با اعلام این که آبراهام لینکلن، رییس جمهور وقت آمریکا را که مخالف برده داری است، قبول ندارند، اعلام استقلال کرده و «جفرسون دیویس» را به ریاست جمهوری انتخاب کردند؛ پایتخت شان هم شهر ریچموند بود.


ژنرال رابرت لی یکی از چهره های مشهور جنگ های داخلی آمریکا بود. او همان کسی است که همین چند وقت پیش باعث درگیری هایی در آمریکا بر سر او به راه بیفتد. ژنرال لی که از طرفداران نژاد برتر سفید بود و سرسختانه از برده داری حمایت می کرد، در نهایت آوریل 1865 میلادی همراه با نیروهای وفادارش تسلیم شد. کنار کشیدن او که یکی از مهره های کلیدی جنگ داخلی بود، باعث شد در نهایت ورق به نفع مخالفان تجارت سیاه به گردش دربیاید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار