تبلیغات

انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر

برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر حال و هوای متفاوتی دارد که می‌توان آن‌ها را از بسیاری جهات مقایسه کرد. در این مطلب انشا مقایسه‌ برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر به شما تقدیم می‌گردد.

انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر

ستاره | سرویس سرگرمی - زندگی در شهر و روستا کیفیت متفاوتی دارد؛ چرا که سبک و روش زندگی در این دو منطقه کاملا متفاوت است. کسی که مدتی در شهر زندگی کند، به سبک زندگی شهری عادت می‌کند و فکر می‌کند محال است که بتواند در جایی غیر از شهر زندگی کند؛ اما کسی که در روستا زندگی  می‌کند، آن قدر از حس رهایی برخوردار است که اگر روزی مجبور شود برای زندگی به شهر برود، شهر را با تمام وسعتش مانند زندانی بزرگ می‌یابد که همه چیز برایش ایجاد محدودیت می‌کند. در این بخش انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر به شما ارائه می شود.


انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر

بیایید مقایسه‌ای میان این دو سطح از زندگی داشته باشیم. مثلا فردی را تصور کنیم که از شهر به روستا رفته و تصمیم دارد بقیه عمر خود را در آنجا سپری کند. صبح زود با صدای خروس که پیوسته با آوای بلند می‌خواند، از خواب بیدار می‌شود. خروس دیگر صدای آلارم گوشی نیست که بتوان با یک اشاره صدای آن را قطع کرد. از خواب بر می‌خیزد و از آنجا که شب گذشته با تاریک شدن هوا به خواب رفته است، با انرژی از خواب بیدار می‌شود. لحاف پنبه ای خود را کنار می‌زند و به حیاط می‌رود. با آب سرد وضویی می‌گیرد و به عبادت می‌ایستد.

پس از آن به سراغ طویله گاو و گوسفندها و بزها می‌رود. هنوز آفتاب صبحگاهی طلوع نکرده که حیوانات سر و صدا به راه انداخته اند. گویی به یکدیگر صبح‌به‌خیر می‌گویند و روز خوبی برای هم آرزو می‌کنند. گله بزرگ ده به در خانه می‌رسد و حیوانات به همراه گله با گذر از رودخانه راهی دشت و صحرا می‌شوند. کارها شروع می‌شود. مرد چکمه‌های لاستیکی بلند خود را به پا می‌کند و به سراغ آبیاری می‌رود. زن صبحانه‌ای آماده می‌کند تا با همسر و فرزندانش بر سر سفره پر برکت خانه بنشیند؛ اما آماده کردن این صبحانه تنها بیرون آوردن نان و شیر و پنیر و خیار و گوجه فرنگی از داخل یخچال و انتقال آن به میز نیست. نان پخته شده، سبزیجات از باغ چیده شده، شیر حیوانات دوشیده و از آن پنیر تهیه شده است و همه این‌ها، سفره ساده ولی رنگین این خانواده را پر می‌کند. صدای قل قل سماور و بخار که از آن بر می‌خیزد، خبر از آماده شده چای می‌دهد.

مرد پس از بازگشت از آبیاری باغ به همراه همسر و فرزندانش به دور سفره صمیمی صبحانه می‌نشیند. صدای دیلینگ دیلینگ برخورد قاشق چای‌خوری به استکان چای، شیرینی و گرمی خانواده‌ای را نشان می‌دهد که خود را برای آغاز روزی دیگر آماده می‌کنند. بچه‌ها خود را مهیای رفتن به مدرسه می‌کنند و بزرگ‌ترها کارهای روزمره خود را شروع می‌کنند. مرد به باغ و زمین کشاورزی خود می‌رود تا علف‌های هرز باغ را هرس کند و به کارهای مربوط به کشاورزی رسیدگی کند. زن هر لحظه به کاری می‌پردازد. از دانه پاشیدن و آب دادن به مرغ‌ها و خروس‌ها گرفته تا شستن ظروف، پختن ناهار و نظافت خانه و کارهای دیگر مانند پختن نان و درست کردن شیر و ماست و پنیر و ... تازه وقتی همه این‌ها تمام شد، دار قالی دست‌های هنرمند زن روستایی را به سوی خود می‌خواند و گل‌ها و پرندگان و نقش‌های قالی آرام آرام جان می‌گیرند و طبیعت دل انگیز را تا اتاق‌های تاریک خانه‌های روستایی می‌آورند.

در روستا همیشه کاری برای انجام دادن هست و روستاییان پر تلاش و پر تکاپو به کارهای روزمره خود رسیدگی می‌کنند؛ اما آرامش و سکونی همیشگی فضای کلی روستا را احاطه کرده و آزادی و رهایی دل انگیزی را به مردمان خود هدیه می‌کند.

انشا برخاستن از خواب در صبح روستا

☆☆☆☆انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر☆☆☆☆

اما به شهر برویم و به دیدار خانواده ای که از روستا به شهر مهاجرت کرده‌اند. از آنجا که شب گذشته تا دیر وقت پای برنامه‌های تلویزیون نشسته‌اند یا به گشت و گذار در کانال‌ها و پیج‌های شبکه‌های مجازی پرداخته‌اند، صبح هنگام وقتی صدای آلارم موبایل آن‌ها را از خواب بیدار می‌کند، ابتدا قدری در رختخواب خود جا‌به‌جا می‌شوند و سپس در حالی که چشمانشان را مالش می‌دهند، به سنگینی تمام از رختخواب خود بر‌می‌خیزند. آن‌ها در آپارتمان زندگی می‌کنند. بنابراین به هنگام صبح از ایستادن در مقابل وزش نسیم صبحگاهی در حیاط بزرگ خانه بی‌بهره‌اند و تنها می‌توانند به یاد روزهای زندگی در روستا قدری پنجره را باز کنند تا هوای خانه تازه شود و البته خیلی زود آن را می‌بندند. پس از نماز صبح مادر به آشپزخانه می‌رود تا صبحانه خانواده را آماده کند؛ اما دیگران به رختخواب خود بازمی‌گردند تا خواب شبانگاهی خود را تکمیل کنند.

شیر، پنیر و خامه از بسته بندی‌های خود بیرون آورده می‌شوند. از نوشته‌های روی بسته بندی‌ها پیداست که هر کدام بین یک هفته تا سه ماه پیش تولید شده‌اند. برای خانواده‌ای که تغذیه سالم داشته‌اند و همه چیز را تازه و طبیعی تهیه و مصرف کرده‌اند، هیچ خوراکی‌ای مزه سابق خود را ندارد. بچه‌ها لباس خود را به تن می‌کنند و آماده رفتن به مدرسه می‌شوند؛ اما از پیاده روی تا مدرسه و شوخی‌ها و بازی‌های میان راه خبری نیست. راه مدرسه دور است و خیابان‌های شهر خطرناک و پر حادثه‌اند، بنابراین بچه‌ها تا رسیدن سرویس مدرسه صبر می‌کنند و تمام مدت را در سرویس با چرت صبحگاهی خود به سر می‌برند. پدر خانواده به محل کار خود می‌رود و زن پس از مقداری گشت و گذار در دنیای مجازی به تمیز کردن و رفت و روب خانه و آماده کردن ناهار می‌پردازد. اگرچه کارها در شهر با آن پویایی و سر و صدا همراه نیست و خیلی‌ها پشت میز نشین هستند؛ اما تا بخواهی در خیابان‌ها و کوچه‌ها سر و صدای موتورها و اتوموبیل‌ها و رفت و آمد مردم دیده و شنیده می‌شود.

درست است که گاهی مجبور می‌شویم محل تولد و زندگی خود را رها کنیم و به جای دیگری مهاجرت کنیم، اما بهتر است به این مسأله هم بیندیشیم که با این کار چه چیزهایی به دست می‌آوریم و خود را از چه چیزهایی محروم می‌کنیم و این‌ها چه قدر در کیفیت زندگی ما مؤثرند.

انشا برخاستن از خواب در صبح شهر

☆☆☆☆انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر☆☆☆☆

بیشتر بدانید: انشا عید نوروز؛ انشا در مورد عید نوروز ادبی، ساده و داستانی

لطفا نظر سازنده خود را درباره انشا مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا و شهر در بخش «ارسال نظر» در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات لینکی

جدیدترین اخبار