تبلیغات

سریال «بازی تاج و تخت»، نصف کتابش هم نیست!

هفته نامه کرگدن - احسان رضایی: در سریال بازی تاج و تخت دیدم، تقریبا نیمی از داستان های فرعی کتاب نبود و از بس از دوستانِ جان پرسیدم فلان آدم کجاست که نتیجه اش این شد فکر کنند دارم قصه را لو می دهم.

اگر از آن دسته آدم هایی هستید که تا بهتان می گویند «فلان کتاب را خوانده ای؟» جواب می دهید «فیلمش را دیده ام»، می توانید در این روزها که فصل جدید سریال «بازی تاج و تخت» دارد پخش می شود، بروید کتابش را بخوانید تا ببینید چقدر غلط هستید! البته از متن داستان، مارتین پیر فقط پنج قسمت را نوشته و از آن هفتگانه مورد نظر، دو کتاب باقی مانده است و با آن چاقی مفرطی که مارتین دارد، چه بسا عمرش کفاف نوشتن بقیه را هم ندهد و انگار خودش هم از ماجرا باخبر است که تن به تقدیر داده و به جای نوشتن ادامه کتابش، رفته وردست فیلمنامه نویس ها آن جا قصه را ادامه می دهد.

 سریال «بازی تاج و تخت»، نصف کتابش هم نیست!


توی آن چند قسمتی که از سریال دیدم، تقریبا نیمی از داستان های فرعی کتاب نبود و از بس از دوستانِ جان پرسیدم فلان آدم کجاست؟ بهمان ماجرا چطور شد؟ که نتیجه اش این شد فکر کنند دارم قصه را ول می دهم و به قول اهالی فضای مجازی «اسپویل» می کنم. در حالی که من فقط کتاب را خوانده بودم و آن جا قصه های خیلی بیشتری از سریال درباره هفت قلمرو هست.


تا جایی که می دانم چهار تا ناشر دارند این دوره را ترجمه می کنند که ترجمه خانم رویا خادم الرضا در نشر ویدا کامل تر است. اما این قضیه حیف شدن داستان، توی خیلی از اقتباس های دیگر سینمای هم هست که موقع تبدیل متن به تصویر، بخش هایی از خلاقیت نویسنده از بین می رود.


مثلا اگر فیلم «جنگ جهانی ز» را دیده باشید که در آن برد پیت دوباره موهایش را بلند کرده و دنیا را نجات می دهد، خب خیال می کنید ماجرا یکی از خیل فیلم های زامبی است که نظایرش را زیاد دیده ایم. اما وقتی بروید کتابش را دست بگیرید، می بینید که توی فیلم از کل قصه های کتاب فقط چهار داستان نقل شده است. در حالی که کتاب معدن خلاقیت درجه یکی است درباره تصور موقعیتی که یک ویروس ناشناخته به بشر حمله می کند و جماعت را به زامبی تبدیل می کند و دنیا را به سمت نابودی می برد و بعد دانشمندان می خواهند با این بیماری مقابله کنند. یک راه حلی هم پیدا می کنند و کم کم بشر بر این بیماری عجیب غلبه می کند.


بعد در پایان جنگ، کوبا ابرقدرتی سرمایه دار می شود و حکومت امریکا کمونیستی می شود و روس ها می زنند توی کار معنویات و کلی ماجرای دیگر. ماجراهایی که اصلا توی فیلم خبری از آن ها نیست.


حالا باز هم دلتان می خواهد، بروید فیلم ببینید و لذت انبوهی از خرده داستان های جذاب را از دست بدهید، بفرمایید؛ اما کتابش اثر مکس بروکس است، آقای حسین شهرابی ترجمه کرده و کتابسرای تندیس هم منتشر.


حالا که حرف کتابخوانی در میان است، یک رمان خیلی خوب هم این روزها ترجمه شده که موضوعش همین ذلت مطالعه است؛ «باشگاه کتابخوانی جین آستین». این رمان ماجرای یک حلقه کتابخوانی است که شش جوان دور هم جمع می شوند تا رمان های جین آستین را ظرف شش ماه بخوانند و هر ماه دور هم جمع شوند و درباره کتاب آن ماه گعده کنند. بعد کم کم در جریان داستان متوجه می شویم اعضای این حلقه دوستانه، شباهت هایی با شخصیت های رمان های آستین دارند و چالش هایی که در زندگی شخصیت های قصه هست، در زندگی امروزی و مدرن این آدم ها در یک کشور دیگر هم هست و خلاصه از این حال و حکایت ها.


این رمان را جوی فاولر نوشته و خانم ثنا نصاری آن را ترجمه کرده و چاپ نشر نیماژ است. حالا اگر حوصله یا وقت خواندن دوره آثار آستین با ترجمه خوب جناب رضا رضایی در نشر نی را ندارید، می توانید این طوری میانبر بزنید و شش کتاب را با یک رمان دوره کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار