تبلیغات

لادن طباطبایی بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی + عکس

لادن طباطبایی بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی زندگینامه لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی به همراه عکس لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی .

لادن طباطبایی بازیگر زن ایرانی یکی ار بهترین بازیگران تلویزیون و سینما می باشد وی در سریال و فیلمهای زیادی ایفای نقش کرده است.

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی را می توانید از سایت اولی ها مشاهده بفرمایید.

زندگینامه لادن طباطبایی بازیگر زن معروف را در زیر مشاهده بفر مایید.

تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در نهم اردیبهشت سال 1349 در تهران به دنیا آمد.

پدر: –
مادر:-
برادر: –
خواهر:-
همسر : سعید تهرانی
فرزندان : شاهین و سها

دوران زندگی:

مادرش به صورت حرفه‌ای، نقاشی رنگ روغن کار می‌کرد و پدرش حافظ‌ شناس بود و عاشق موسیقی‌ شناسی. مادر همچنین طراحی لباس می‌کرد و لادن هم نقاشی و طراحی را از مادر آموخت، دیپلمش را در رشته ی علوم تجربی گرفت، اما زمانی که کنکور هنر داشت دوران سختی را گذراند. مادرش معتقد بود یک زن باید به همه هنرها آراسته باشد. اما پدرش اصلا موافق نبود که وارد رشته تئاتر شود. 18ساله بود که در دانشگاه قبول شد. اما همه چیز به گونه‌ای پیش رفت که در دانشگاه ثبت‌نام نکند.

ازدواج

خانواده صلاح دانستند که با پسرعمه‌اش که دانشجوی خارج از کشور بود ازدواج کند. تمام هدف و سعی و تلاشش این بود که مثل پدر و مادرش زندگی کند و الگویش آنها بودند. چند ماه بعد از رفتن به خارج از کشور، با همسرش به ایران برگشت . از دانشگاه برایش نامه آمد که می‌تواند ثبت‌نام کند . در همان دوره باردار بود.

لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

ادامه تحصیل

عده ای از آدم‌های معتبر فامیل پدرش را راضی کردند که اجازه دهند در دانشگاه هنرهای زیبا ادامه تحصیل دهد،سرانجام پدر رضایت داد. البته همسرش نیز با هنر مخالفتی نداشت.پس ادامه تحصیل داد و وارد رشته تئاتر شد.
ترم اول، واحد تربیت حس را برداشت که استاد سمندریان استادش بود و طباطبایی سؤالی از ایشان پرسید،استاد نگاهی به وی کرد و گفت: هنر‌جوی بازیگری هستی؟ گفت هنوز نمی‌دانم. گفت بازیگری برای تو خیلی مناسب است و این سؤالی که از من پرسیدی یک بازیگر بالذات می‌پرسد و در تو یک بازیگر، پنهان است؛ به این فکر کن. اصلا به این قضیه فکر نمی‌کرد. صحنه را دوست داشت و گرایش اصلی اش نمایش عروسکی بود. دوره سه ماهه کارگاه آزاد فیلمسازی را زیر نظر فریدون جیرانی و فرخ انصاری گذراند و فعالیت دانشجویی را در زمینه تئاتر عروسکی، کارگردانی عروسکی و عروسک گردانی دنبال کرد. حاصل آن چند تجربه عروسک گردانی ، نمایشنامه نویسی عروسکی و کارگردانی دو نمایش( مهمانهای ناخوانده ، به شیوه زنده ) و ( جوجه طلایی ، عروسکی ) بود . سپس با تغییر گرایش به رشته بازیگری فعالیت خود را در این زمینه متمرکز کرد . همزمان در نمایش های مختلف دانشجویی شرکت کرد و پس از آن به صحنه تئاتر حرفه ای راه یافت.

پایان نامه

در بهمن ماه 1373 با ارایه پایان نامه نظری و عملی از دانشکده فارغ التحصیل شد . پایان نامه نظری وی تحت عنوان « بازیگر و اشیا » به بررسی ارتباط بازیگر و اشیا از دیرباز تاکنون می پردازد و ضمن نگاهی به دیدگاههای پیشینیان به نقش و حضور اشیاء در حیطه نمایش و زندگی ، کارکرد اشیاء را در جریان نزدیکی به نقش بررسی می کند .
پایان نامه عملی وی با نام « لباسی برای مهمانی » اجرایی بود با تحلیل کاملاً متفاوت از نمایش دعوت غلامحسین ساعدی . در این نمایش که با کارگردانی محمد رحمانیان و بازی لادن طباطبایی و مهتاب نصیر پور به مدت 10 شب بر صحنه تالار مولوی رفت، اشیا موجود در صحنه بنحوی مورد استفاده بازیگران قرار می گرفت که مفاهیم متفاوتی را به تماشاگر القا می نمود .

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

اولین اجرا

اولین کاری که با آن به روی صحنه حرفه‌ای رفت، پایان‌نامه دوستش فرشته سرابندی بود که برایش جایزه بهترین بازی را از جشنواره فجر به ارمغان آورد.لادن جایزه اش را از دست آقای انتظامی گرفت.10 روز در تالار مولوی اجرا داشتند و در کمال حیرت این کار به چشم آمد و دیده شد. هنوز هم به این فکر نمی‌کرد که بازیگر خوبی می‌شود، به قول خودش در این هنگام یک جورهایی گیج و گنگ بود. اما از این مسیر لذت می‌برد. به این ترتیب وارد حرفه بازیگری شد.

عطر و گلاب بپاشید

اولین حضورش در مقابل دوربین، تجربه کوتاهی در برنامه عروسکی « عطر و گلاب بپاشید » به کارگردانی ایرج طهماسب در سال 1370 بود ، پس از آن هم بازی در مجموعه تلویزیونی « بر سر دو راهی » به کارگردانی حسین فردرو (1371 ) و جنگ نوروز 72 اثر داریوش کاردان .

نیمه پنهان ماه

اولین سریال بلندش « نیمه پنهان ماه» در بهمن ماه 1373 پخش شد.

سایه به سایه

در بهار 1374 اولین حضورش مقابل دوربین سینما با فیلم سینمایی سایه به سایه به کارگردانی علی ژکان رقم خورد .

تله تئاتر

همچنین در دو تله تئاتر تحت عنوان مجموعه یک داستان ، به کارگردانی محمد رحمانیان ، برگرفته از آثار نویسندگان روسی بازی کرد.

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

فیلمسازی

اولین تجربه وی در زمینه فیلمسازی ، فیلم مستند – داستانی « تار و پود » با مدت زمان ۲۴ دقیقه و به شیوه بتاکم و در سال 1379 ساخته شد.

لیلی بی مجنون

تئاتر «لیلی بی مجنون» را در مقام نویسنده ، کارگردان و بازیگر به اجرا درآورد و جایزه برگزیده جشنواره تئاتر کوثر را از آن خود کرد.

خواب و بیدار

بازی در مجموعه پلیسی “خواب و بیدار” فرصت بسیار خوبی برای هنرنمایی او بود.

طباطبایی: اصلا به دنبال چهره شدن نبودم

در مورد بازیگری باید بگویم عاشقانه این کار را دوست داشتم و از ابتدا این کار برایم راه بروز خلاقیت و راه استفاده از فیلترهای درونی‌ام بود. اما اصلا دنبال چهره شدن و پولدار شدن نبودم. من در خانواده‌ای بزرگ شدم که بدون اینکه دلم بخواهد مرکز توجه بودم. محیط ما کاملا پسرانه بود و من اصلا دخترانه رفتار نمی‌کردم و در فضایی بودم که به جلب توجه فکر نمی‌کردم. بیشتر آتش می‌سوزاندم! شیطنت‌های کودکی من به گردن بقیه می‌افتاد و متوجه شدم که همیشه تقصیر گردن آنهایی می‌افتد که به چشم می‌آیند؛ پس کاری می‌کردم که به چشم نیایم. لباس پوشیدنم ساده بود و بی‌اعتنا بودم به مد و پوشش. این حالت شاید تربیتی بود و خواهرم هم همینطور بود. مادرم دبیر فیزیک بود. دوم دبیرستان بودم که مادرم از یک مدرسه دیگر به مدرسه ما منتقل شد. همان سال اول که وارد مدرسه ما شد من شاگردش شدم و از این بابت بسیار ناراحت بودم. قبل از اول مهر خیلی جدی با مامان حرف زدم و گفتم اصلا دلم نمی‌خواهد دوستانم بدانند که شما مادرم هستید. او خندید و جدی نگرفت، اما تا آخر سال فقط دوست بغل دستی‌ام می‌دانست که خانم فیزیک ما مادرم است. دلم نمی‌خواست به واسطه مادرم از امکانات، نمره و… استفاده کنم.

خداحافظی از عالم بازیگری

وی در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ در برنامه هفت اعلام کرد که قصد دارد برای همیشه از سینما و تلویزیون خداحافظی کند. وی قبل از بازی در سریال «راز پنهان» تصمیم خود را جهت خداحافظی با دنیای بازیگری گرفته بود و راز پنهان آخرین بازی اش در مقابل دوربین بود.

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

اظهارات خانم طباطبایی درخصوص خداحافظی اش

برخی مسائل پیش آمد که حواشی زیادی را به همراه داشت؛ از جمله دستمزد بازیگران و بعد از آن اظهار نظر یک کارگردان که تمام حرمت زنان بازیگر را زیر سئوال برد. تعجب می‌کنم این کارگردان چرا این اظهار نظر را کرد که هنوز هم صدمات آن در سینمای ایران باقی مانده است. من نسل بعد از انقلاب هستم که رشد کردم و دیگر این تضاد‌ها از تحمل من خارج شده است.
همیشه دوست داشتم بی‌حاشیه زندگی کنم و دیگر آب از سرم گذشته، چرا که هر کاری می‌کنیم حاشیه دارد. امیدوارم روزی فرهنگ ما و فرهنگی دینی و میهنی ما گسترش پیدا کند و این گفت‌وگوهای ناشی از بی‌دانشی ما نیز پایان یابد.
دیگر جلوی دوربین نمی‌روم و معتقدم بازیگر تا زمانی که ابزارش را دارد باید بازی کند و اگر ابزار در اختیارش نیست از این عرصه خداحافظی کند.
من از سینما و دنیای نمایش خداحافظی نکردم، بخشی را که به عنوان حرفه‌ای از آن دستمزد خوب می‌گرفتم، کنار گذاشتم، یعنی دیگر جلوی دوربین نمی‌روم، اما دلیل نمی‌شود تجربه 20 سال فعالیت در این حرفه را کنار بگذارم. من نیاز به زمانی دارم که وارد مرحله بعدی شوم.

کارگردانی

در حال حاضر شرایط مهیا نیست، اما در شرایطی که سینما جوابگو باشد کارگردانی خواهم کرد.
این در شرایطی است که بودجه مناسب داشته باشم. قبلا هم فیلم کوتاهی با نام تارو پود با سرمایه شخصی‌ام ساختم و یک اکران خصوصی هم گذاشتم. خیلی از همکارها آن را دیدند و از همه نظر گرفتم. تمرکز تحقیقاتم مدت‌هاست روی کارگردانی است و چون 20 سال با حرفه‌ای‌ترین‌ها کار کردم، قاعدتا خیلی چیزها یاد گرفتم. لیسانس من بازیگری تئاتر است و 70 کار کوتاه و بلند و سریال انجام دادم. در واقع احساس می‌کنم به لحاظ ابزاری آمادگی کارگردانی دارم، اما شرایط دیگری لازم است که خیلی مهمتر از خود کارگردانی است.
یک تله 16 روزه، 29 روز طول کشید و زمان و وقت و انرژی و بودجه را هدر داد. حتی دوربین تصویربرداری اشتباه انتخاب شده بود. من تهیه‌کننده و مدیرتولید و دستیار کارگردان بودم، اما نمی‌توانم چشمم را ببندم و صدایم درنیاید. هرقدر به من پول بدهند نمی‌توانم سکوت کنم. پول این کارها برکت هم ندارد. من خیلی به این معتقدم. در ولایت عشق بازی کردم و کمترین دستمزد دوران بازیگر‌ی‌ام را گرفتم، اما این پول کم آنقدر برکت داشت که باورنکردنی بود. سه تا کار با آقای اوجی انجام دادم؛ هم با اعصاب راحت، هم بی‌دغدغه و هم دستمزدم برکت داشت. کاری که با دل انجام نشود ارزش ندارد. من صرفا نمی‌توانم به منافعم فکر کنم. بازیگری کار من نبود، عشق من بود. پس خداحافظی کردم.
خیلی وقت است که انگیزه‌هایم را از دست دادم. فیلمنامه‌ها جذبم نمی‌کرد و ضعف کارها آزارم می‌داد. احساس می‌کنم که باید با کارگردانی برگردم و دیگر دلم نمی‌خواهد جلوی دوربین باشم. فکرهایم را کردم…

لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

زندگی شخصی

همسرش سعید تهرانی؛ کارگردان ، تهیه کننده و بازیگر است. این زوج دارای دو فرزند به نام های شاهین و سها می باشند. شاهین در سال 1369 متولد شد. می توان حدس زد که لادن، با خصوصیات مردانه ای که خودش می گوید از کودکی با او بوده و در نقش‌هایش هم جلوه می کرده است، مادری جدی و مهربان و با پسرش شاهین، بیشتر دوست و رفیق است. یک دلیلش هم شاید فاصله سنی کم اوست با پسرش. سپس بعد از 15 سال دخترش سها متولد شد.

شاداب و جوان نگه‌داشتن پوست صورت

لادن طباطبایی از آن دسته بازیگرانی است که سالیان سال با همان چهره جوان و شاداب در سینما و تلویزیون ظاهر شد. راز موفقیت او در زمینه شاداب و جوان نگه‌داشتن پوست صورتش بدین شرح می باشد:

دوره طب گیاهی و سنتی

من صددرصد از مواد گیاهی استفاده می‌کنم. داخل یکی از کابینت‌های آشپزخانه‌ام انواع و اقسام مواد گیاهی و مِنوی ماسک‌های گیاهی دارم. این کابینت یک عطاری کامل است. شخصا 2 سال دوره طب گیاهی و سنتی را گذرانده‌ام و دستور تهیه انواع و اقسام ماسک‌های ضدچروک، پف زیرچشم، افتادگی صورت و ماسک‌های مرطوب‌کننده دست و ناخن را دارم. اما حقیقتا وقت نمی‌کنم که زیاد از آنها استفاده کنم.

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

طباطبایی: اصلا سراغ برندهای خارجی و گران‌قیمت نمی‌روم

خوشبختانه اکثر گریمورها مثل خانم خسروی و شکرایی از وسایل مناسب و برندهای خوب و با کیفیت برای گریم استفاده می‌کنند و مواد گریم زیاد به پوست آسیب وارد نمی‌کند. من هزینه زیادی صرف خرید کرم نمی‌کنم و بیشترین پولی که برای خرید کرم می‌پردازم، 10 هزار تومان است. 4 هزار تومان صرف خرید کرم دور چشم و 5 هزار تومان صرف خرید کرم صورتم می‌شود. البته باید اضافه کنم که از کرم‌های دست‌ساز که از مواد صددرصد طبیعی تهیه شده‌اند، استفاده می‌کنم. در این کرم‌ها حتی از کرم پایه هم استفاده نشده است. اصلا سراغ برندهای خارجی و گران ‌قیمت نمی‌روم.

استفاده از ماسک عروس

کرم دور چشم من از گشنیز تهیه شده ، اما وقتی همین کرم را یکی از دوستانم استفاده کرد، دور چشمانش کمی زرد شد و برای پوست او جواب نداد.
ماسک صورت من، ماسک عروس نام دارد که از سفیدآب روی و قلع کف دریا همراه با 2 قاشق شیر تهیه می‌شود. این ماسک پاک‌کننده صورت است و حالت یک لایه‌بردار دارد. البته گاهی اتفاق می‌افتد که در سال فقط یک‌بار از آن استفاده کنم، آن هم وقتی که طولانی ‌مدت سرکار هستم و متوجه می‌شوم که پوستم طراوت و شادابی خود را از دست داده است. هیچ‌گاه استفاده از کرم ضدآفتاب را فراموش نمی‌کنم و از کرم‌هایی استفاده می‌کنم که حاوی حداقل SPF 15 باشند.

تعادل در انتخاب مواد غذایی

زیاد درگیر غذا خوردن نیستم، ولی سعی می‌کنم همیشه تعادل را در انتخاب مواد غذایی رعایت کنم. حتی‌الامکان از مواد غذایی تازه استفاده می‌کنم. میوه تازه و سبزی تازه حتما در برنامه غذایی من وجود دارد. عاشق سبزی هستم، به همین دلیل خودم انواع سبزی‌ها مثل تربچه، ریحان و نعناع را در باغچه خانگی‌ام پرورش می‌دهم و آن را تازه مصرف می‌کنم؛ چون تربچه گیاه پرخاصیتی است و برگ آن نیز بسیار مفید است، زیاد تربچه می‌خورم.

میوه های تابستانی و پوست

میوه‌های تابستانی سرشار از ویتامین‌های مختلف، مواد معدنی، آنتی اکسیدان‌ها، لایه بردارها و آب رسان‌ها هستند. استفاده از این نعمت‌های خدادادی برای سلامتی چه به صورت خوراکی و چه موضعی فواید فراوانی دارد. تابستان برای حفظ زیبایی و سلامتی پوست خود استفاده از ماسک‌های میوه را هرگز فراموش نکنید.

ماسک هندوانه

این میوه حاوی آب فراوان بوده و خنک کننده بدن و پوست است. یک قاشق غذاخوری آرد گندم به همراه یک برش متوسط هندوانه رنده شده را با هم مخلوط کنید تا به‌ صورت خمیر در آید. برای یکدست شدن خمیر می‌توانید از مخلوط کن استفاده نمایید. ماسک را روی صورت ماساژ داده و به مدت 15 دقیقه روی پوست بگذارید و سپس با آب ولرم شستشو دهید.
ماسک دیگری با هندوانه تهیه می شود که با مخلوط کردن مقدار مساوی از آب هندوانه و خیار بدست می‌آید. ماسک را با پد پنبه‌ای روی پوست زده و بعد از20 دقیقه با آب ولرم شست‌وشو دهید . این ماسک برای سوختگی های ناشی از آفتاب در تابستان بسیار مفید بوده و سبب التیام و بهبود پوست می شود.

 بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

آزردگی خاطر لادن طباطبایی

زمانی مطلبی با عنوان «آشپزی، بهانه‌ای برای نمایش ثروت و تجمل» در نقد «شام ایرانی» به نقل از سایت شبکه ایران در صفحه 10 «بانی‌فیلم» به چاپ رسید .این مطلب موجبات آزردگی خاطر لادن طباطبایی را فراهم کرد.

یادداشت اعتراض لادن طباطبایی

اینجانب به‌ شخصه، همیشه با فراغ‌بال و اعتماد به کادر تخصصی این روزنامه، در هر بخشی که درخواست شد، همکاری کرده‌ام. برای من بسیار عجیب و شوکه‌کننده بود که در بخش نگاه دیگران با نقدی در مورد (بفرمایید شام ایرانی) مواجه شدم که جمله به جمله از روی یک سایت خبری برداشته شده بود، این نقد توسط شخصی که مطلقاً بی‌اطلاع از کوچک‌ترین و بدیهی‌ترین مسائل جاری در تلویزیون و سینماست، نوشته شده است. البته دوستان گرامی در «بانی‌فیلم» لطف کرده‌اند و فحاشی‌ها و توهین‌های این شخص نسبت به من را حذف کرده‌اند.
اجازه می‌خواهم که برای اولین و آخرین بار در طی دوران حرفه‌ای‌ام به مطلبی که بخشی از آن در مورد شخص من نوشته و چاپ شده است اعتراض کنم و در مورد این قضاوت نادرست و مغرضانه درددل کنم. دفاع و یا توضیح در باب ساختار برنامه، وظیفه من نیست. کارگردان و تهیه‌کننده باید پاسخگو باشند. ولی چیزی که می‌دانم این است که اگر این شخص منتقد فقط کمی تحقیق می‌کرد، متوجه می‌شد که این برنامه در انحصار هیچ شخص و شبکه و گروهی نیست و اولین بار در دهه 1970 در اروپا تولید و پخش آن شروع شد و پس از آن تا به امروز اکثر کشورها به سبک و سیاق خود آن را ساخته‌اند و در اغلب آنها هم یک نفر روی تصویر حرف می‌زند. اسم این برنامه هم معمولاً ترجمه همین جمله استCome and dine with me و در آخر این جمله اسم کشور می‌آید. این است که حرص و جوش و جوسازی در مورد تقلید از چه و چه، به نظر بی‌مورد می‌رسد. در عین حال عاملی که باعث شد من در منزلم را برای اولین بار روی دیگران باز کنم، همین بود. این فکر را که ما هم «بفرمایید شام» خودمان را داشته باشیم پسندیدم. سال‌های دراز فکر جدا کردن زندگی خصوصی‌ام از حرفه را کنار گذاشتم و دل به دریا زدم. فکر کردم چه اشکالی دارد؟ بهتر است که بینندگان ببینند که ما هم زندگی عادی خودمان را داریم. خانواده، بچه، دغدغه والدین و…. ببینند که ما هم با هم شوخی می‌کنیم و برخلاف توقع منتقد سختگیر کذایی (که انتظار بحث‌های وزین و سنگین را داشت) نه فیلسوف هستیم و نه ادیب و نه سخنران…. می‌خواستم جوابی باشد برای خیلی از عزیزان که در صف نانوایی می‌پرسند: ا، شما هم تو صف نونوایی وامیستین؟ و با لبخند جواب می‌‌دهی: بله، آخه بچه‌ها سنگک دوست دارن!
بله، ما هم گاهی خاله‌زنک می‌شویم… بله، غمگین می‌شویم، شاد می‌شویم، گریه می‌کنیم، زار می‌زنیم، قهقهه می‌زنیم. بله ما هم برای همسران و فرزندانمان آشپزی می‌کنیم، لباس می‌شوریم، مریض می‌شویم، بیمارستان می‌رویم و… یادم هست یکبار زمانی که دخترم را باردار بودم، خانمی باتعجب از من پرسید: ا… شما باردارید؟ حمید فرخ‌نژاد وقتی شنید با طنز خاص خودش گفت: آخه بعضی‌ها فکر می‌کنن بازیگرها مثل آمیب از وسط نصف می‌شن!

چیزی برای پنهان کردن نداریم

یک چیز دیگر که همه این سال‌ها برای من آزاردهنده بود، این است که: حتی اطرافیان ما اغلب بروز احساساتمان را نوعی نقش بازی کردن می‌دانند! با دیالوگ: بازیگره دیگه، داره بازی می‌کنه… و این جمله بشدت گروتسک است، متناقض است، ایهام دارد، طنزیست تلخ، من را یاد کافکا می‌اندازد. هیچوقت نفهمیدم تعریف است یا توهین (البته فقط همین یک مورد را. درمورد حرف‌های منتقد کذایی مطمئنم توهین است!)… بله، خلاصه، ما 4 زن بازیگر، با جسارت تمام پیشقدم شدیم. هر چهار نفر فکر کردیم که چیزی برای پنهان کردن نداریم… صاف و صادق و شاد جلوی دوربین رفتیم. چه می‌دانستیم صداقتمان دروغ، صافی‌مان، ادا و شادیمان، کودکانه تعبیر می‌شود!!

من چهار زبان دیگر غیر از فارسی بلدم!

بسیار جالب بود که این شخص، منزل مرا مجلل و مرا ثروتمند معرفی کرده است.
دوستانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که من بعد از سال‌ها دوندگی آپارتمانی 80 متری را با مصالح پیش ساخته، بر بام منزل پدری‌ام ساخته‌ام و تراسی که آنقدر چشم ایشان را گرفته است، در واقع پشت بام منزل پدرم است! این که پشت بام تبدیل به تراس شده است، فکر اینجانب بود، چرا که می‌خواستم دخترم به‌ راحتی در آن بازی کند. گلدان‌های بزرگ پلاستیکی را لب دیوار چیدم که بچه از لبه آن پایین نیفتد. شمشادها را با عرض معذرت خریدم، باقی گل‌ها را یا از حیاط دوستان قلمه زدم یا کادو گرفتم و بعد از یکسال حاصل آن شد چیزی که این دوست محترم ما را عصبی کرده است! تازه، یکی از گلدان‌ها را هم سبزی خوردن می‌کارم. ندیدند که حرص بخورند! کلیه اثاثی که در منزل دیده می‌شود، همگی دست دوم هستند و تنها بازسازی و مرمت شده‌اند، باعث افتخار است که هنر و سلیقه اینجانب و توانایی‌ام در استفاده مناسب از وسایلی که با صرف ساعت‌ها وقت از سمساری‌های مناطق جنوب تهران خریده‌ام و بازسازی کرده‌ام و کنار هم قرار داده‌ام به نظر ایشان نشانه ثروت و تجمل می‌آید. یک باربیکیو ساده به چشمشان آمده و آنقدر بی‌ادب هستند که به خانم همراه من توهین می‌کنند و او را کلفت خطاب می‌کنند. خانمی که زمان‌هایی که من سر کار هستم، برای خانواده‌ام غذا می‌پزند. منتقد کذایی نگران نباشند، چون بندرت سر کار می‌روم، شاید در سال جمعاً ایشان 60 روز برایمان غذا بپزند! باقی وقت‌ها خودم غذا می‌پزم و آشپز خوبی هم هستم. ایشان تا اندازه‌ای مشکل دارند که تلفظ باربیکیوی مرا مسخره می‌کنند و لابد سکته می‌کنند اگر بفهمند من چهار زبان دیگر غیر از فارسی بلدم! خب چاره چیست؟ همیشه به یاد گرفتن زبان علاقه داشتم و وقتم را با غیبت کردن از دیگران و تهمت زدن تلف نمی‌کردم! بابت استعدادم در آموختن زبان و لهجه‌های مختلف، این منتقد بسیار باسواد و مؤدب، باید مرا ببخشند. این شخص که این مطالب را به ‌عنوان نقد نوشته است چه چیزی از زندگی من می‌داند که با لحنی توهین‌آمیز مرا متهم می‌کند؟ چطور می‌فرماید که ما چهار نفر نه آشپزی بلدیم نه خانه‌داری می‌دانیم؟ مگر خانه‌مان آمده؟ یا دستپخت ما را خورده؟ به نظر می‌آید که ایشان فقط فیلم‌های هیچکاک و برگمان و… می‌بینند که در یک برنامه مفرح مسابقه‌ای دنبال تعلیق می‌گردند.

بیوگرافی لادن طباطبایی و همسرش سعید تهرانی

لادن طباطبایی

از هر چیزی مهمتر احترام و اعتماد است

البته که باز هم دست مسئول این صفحه در بانی‌فیلم درد نکند که حداقل فحاشی‌های این شخص را حذف کرده‌اند. درعین حال تعجب می‌کنم از مسئول این صفحه… آیا اصولاً هر چیزی را چاپ می‌کند و با تیتر نگاه دیگران، مسئولیت را از سر خود باز می‌کند؟ ابراز ناراحتی من برای خودم نیست. دختر 18 ساله نیستم که منتظر تعریف و تمجید دیگران باشم، همه می‌دانند که 20 سال است کار حرفه‌ای می‌کنم. هرگز نه شکایت کردم، نه وارد حاشیه‌ها شدم و نه رنجیدم. برای من در زندگی از هر چیزی مهمتر احترام و اعتماد است. دارم می‌بینم که لحن نقد سینمای ما روز به روز مبتذل‌تر می‌شود. هر مطلب خاله‌زنکی و توهین‌آمیزی چاپ می‌شود، چرا که به نظر جسورانه می‌آید. دوستان: بین جسارت و بی‌ادبی، تنها یک خط باریک است. و هر انسان بی‌ادبی، جسور محسوب نمی‌شود. تا آنجایی که شنیده‌ایم و دیده‌ایم و خوانده‌ایم، خبرنگار، یعنی کسی که خبرها را گردآوری می‌کند و به همراه ملزومات آن (عکس، فیلم و…) تحویل می‌دهد تا چاپ شود. روزنامه‌نگار: عقاید شخصی و تحلیل خود را برپایه دانشی که باید بسیار عمیق‌تر از موضوع مورد بحث باشد، می‌نگارد. آن هم چاپ می‌شود. و اما منتقد، آن هم از نوع سینمایی‌اش…. چه عرض کنم؟… مختصر اینکه شلوغ کردن و توهین کردن را به عنوان نقد به رسانه‌ها خوراندن هم، خودش هنر می‌خواهد! زمانی که بازیگری را شروع کردم، تصمیم داشتم مثل نازنینم، خانم جمیله شیخی باشم. زمانی که ایشان فوت کردند، روحشان شاد، گفتم من هم مثل او تا آخرین روزهای زندگی بر صحنه می‌مانم. اما، زمان انسانی دایره‌وار نمی‌گذرد. وقتی حرفی برای گفتن نداری، باید بروی … شاد و پیروز باشید.

تحصیلات و مدارک علمی:

فارغ‌التحصیل بازیگری تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

افتخارات:

بازیگر برگزیده از دوازدهمین جشنواره سراسری تئاتر فجر برای نمایش سورنا و مادر لوک
بازیگر برگزیده جشنواره تئاتر کوثر، برای نمایش لیلی بی مجنون
بازیگر برگزیده شبکه تهران برای فیلم تلویزیونی بلند گریه کن
بازیگر برگزیده جشنواره ویدیویی کوثر برای فیلم تلویزیونی بلند گریه کن
بازیگر برگزیده آفاق فیلم برای فیلم تلویزیونی گامی در تاریکی

آثار :

سینما

خواهران غریب (کیومرث پوراحمد ، ۱۳۷۴)
میکس (داریوش مهرجویی ، ۱۳۷۸)
همسر دلخواه من (افشین شرکت ، ۱۳۷۹)
واکنش پنجم (تهمینه میلانی ، ۱۳۸۱)
حکم (مسعود کیمیایی ، ۱۳۸۳)
ازدواج به سبک ایرانی (حسن فتحی ، ۱۳۸۳)
به رنگ برف (حسن پورستار ، ۱۳۸۵
زن‌ها فرشته‌اند(شهرام شاه‌حسینی ،۱۳۸۶)
یک وجب از آسمان (علی وزیریان , ۱۳۸۶)
خاطره (نادر طریقت ,۱۳۸۷)
شبانه‌روز (‌کیوان علی‌محمدی ,۱۳۸۷)
الم شنگه (حسن قناعت ,۱۳۸۹)
همنشین ( حجت ذیجودی، ویدیویی ، ۱۳۸۹ )
انتظار ( فلورا سام ،ویدیویی ،۱۳۸۹ )
من همسرش هستم ( مصطفی شایسته ، سینمایی ،۱۳۹۰ )
خیابان یکطرفه ( اسماعیل فلاحپور ، سینمایی ، ۱۳۹۰)
حرفه ای ( فلورا سام ، ویدیویی ، ۱۳۹۰ )
آدم آهنی ( رحیم بهبودی فر ، ویدیویی ،۱۳۹۱)

مجموعه های تلویزیونی

عطر و گلاب بپاشید (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۰)
یک سوال و چند جواب (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۲)
نیمه پنهان ماه (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۳)
یک داستان (مجموعه نمایش تلویزیونی، محمد رحمانیان، ۱۳۷۳)
دزدان مادربزرگ (مجموعه، مهدی فخیم زاده، ۱۳۷۴)
عیاران (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۴)
سایه به سایه (فیلم ، مجموعه، علی ژکان، ۱۳۷۴)
سرنخ (مجموعه، کیومرث پوراحمد، یک قسمت، ۱۳۷۵)
ناگفته‌ها (کوتاه ویدئویی، ۱۳۷۵)
ولایت عشق (مجموعه، مهدی فخیم‌زاده، ۷۹ – ۱۳۷۵)
باد و شقایق (فیلم ، مجموعه، ضیاءالدین دری، ۱۳۷۷)
نیستان (مجموعه، حسین مختاری، ۱۳۷۹)
گام‌های لرزان (افسانه منادی، ویدئویی، ۸۰-۱۳۷۹)
خواب و بیدار (مجموعه، مهدی فخیم‌زاده، ۱۳۸۰)
فاکتور هشت (مجموعه، رضا کریمی,۱۳۸۷)
روزهای زیبا (جواد افشار، مجموعه، ,۱۳۸۷)
بفرمایید شام ایرانی (بیژن بیرنگ، مجموعه،۱۳۹۰)
راز پنهان (مجموعه تلویزیونی، فلورا سام ۱۳۹۱)

دو تله تأتر تحت عنوان: مجموعه یک داستان

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار